خرید بک لینک

باز بهار خوش آوج رسید باد خوش از جانب قهوج رسید

چهره آق داق بهاری نمود رود نو از دامنه جاری نمود

کبک خرامان وروق شادگشت رو به سوی خسرو آباد گشت

باز چه زیبا شده سلطانبلاغ غنچه شکوفا شده در قرخبلاغ

باز خروس درّه پر از گل شده جایگه قمری و بلبل شده

برف پرسبانج تو آب گشت سدّ خوشش باز پر از آب گشت

باز رسید از طرف استلج آب گل آلوده ی این رود کج

احمد آباد از همه زیباتر است پر زگل و غنچه و نیلوفر است

جنگل پر برگ یمق سبز شد راه کلنجین همه سرسبز شد

باز خوشی عازم میلاق شد خاتمه ی قصه ی ییلاق شد

من چه بگویم چه شدم تخت آن مست شدم از گل نوروز آن

از قره داش صوت قناری رسید آب خوش از چشمه ی جاری رسید

مصر آباد از همه جا با کلاس چشمعلی شو بگو چقدر باصفاس

باز گل ارتش آباد باز شد خرّمی گل زمین آغاز شد

راه توآباد پر از رنگ شد پر زگل و غنچه ی خوشرنگ شد

کوچه ی چوبینه پر از بوی گل بوی خوشش هدیه ای از روی گل

سیل به نزدیکی اروان رسید بوی خوش سبزی پروان رسید

تپّه ی ارغای زنو جان گرفت سبزی جانانه ز باران گرفت

باز بنفشه به چمن ناز کرد بلبل دانک طرب آغاز کرد

باز هرایین شده زیباترین بین همه خاطره ها بهترین

گرچه که گفتم صفت آن و این اما وروق بهترین و بهترین

جنگل آن سبز تر از هرکجا نغمه ی آن نغزتر از هر کجا

من که دگر دیوانه و حیران شدم از دمن و کوه خرامان شدم

فبله بولاغو دمکی صبر کن هادی و محمود بیایند نفسی چنگ کن

چای و شامش، شیر سنگش، ترکمان ای رفیق شیش اندکی بامن بمان


برچسب: نویسنده: آریا مهدوی تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 14:02

صفحه بندی